تاریخچه کاوش

جستجو در جهت يافتن شهر گمشده مادها از سالها پيش آغاز شده بود. ژ.دمرگان و ژ.گيتر از جمله کساني هستند که پيشتر از ديگران متوجه هگمتانه شده اند. ژ.دمرگان رئيس حفريات شوش در سال 1896 ميلادي طي بازديد از همدان چند مهر استوانه اي را جمع آوري و با خود به فرانسه برد وي در خصوص قدمت و محل کشف آنها مطلبي عنوان نمي کند. مطالعات کالماير بر روي مهره هاي استوانه اي تعلق آنها را به دوره ماد به اثبات مي رساند. شارل فوسي نيز در سال 1913 ميلادي از طرف موزه لوور در گودال معروف به شترخواب که مقابل موزه هگمتانه قرار دارد، دست به کاوشهايي زد که گزارشي از نتايج آن در دست نيست. متعاقب آن آقايان گيرشمن، لوئي لوبرتون و کالماير، قوري و هفت مجسمه برنزي و بز کوهي يافته شده از  هگمتانه که توسط فوسي کشف و تحويل موزه لوور گرديده بود را  وارسي و تعلق آنها را به دوره مادها تائيد نمودند. علاوه براين در سال( 1299-1312 ه.ش) تعدادي اشياء نفيس زرين و سيمين توسط دمرگان کشف گرديد. اين اشياء که هم اکنون در موزه ملي ايران و چند موزه و مجموعه خصوصي  نگهداري مي شوند تماماً متعلق به دوره هخامنشي هستند.

مرکز باستان شناسي سابق و دفتر آثار تاريخي به منظور هموار نمودن کار عمليات باستان شناسي و پاسخگوئي به سئوالات مهم تاريخي مربوط به دوران ماد در طي سالهاي 1347 و 1348 اقدام به خريد منازل مسکوني موجود بر روي تپه هگمتانه نمود.

مهندس محمد مهريار که طي سالهاي 51 الي 54 امر تخريب منازل و آماده سازي محيط براي آغاز کاوشهاي علمي هگمتانه را هموار نمود، در مطالعات خود از مقايسه خشتهاي مکشوفه هگمتانه با ديگر عوامل معماري محوطه هاي باستاني کشور و نواحي مجاور و کشف اجزاء و عناصر معماري سنگي، چنین نتیجه می گیرد که آثار تپه هگمتانه همان هگمتانه هخامنشي است و هگمتانه مادي را بايد در تپه پيسا واقع در 5/2 کيلومتري شمال غربي هگمتانه جستجو نمود.

پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي کاوش هاي باستان شناسي در سال 1362 توسط هيات ايراني به سرپرستي دکتر محمد رحيم صراف آغاز گرديد. اين پژوهش ها تا سال 1367 ادامه يافت و پس از يک وقفه پنج ساله ، مجددا از سال 1373 دنبال گرديد.  در تحقيقات علمي مذکور ترانشه هاي متعددي به منظور شناسائي وضعيت تاريخي هگمتانه در اطراف و مرکز تپه ايجاد گرديد. در طول اين عمليات گروه کاوش موفق گرديد شهر بزرگي را که يا بهره گيري از يک سيستم عظيم معماري مدون ساخته شده بود شناسائي نمايد و بخشهايي از آن را که در قسمتهاي مرکزي، شرقي و جنوبي رديابي شده بود بتدريج از دل خاک آزاد گرداند.

دستاورد فعاليتهاي گروه باستان شناسي شناسائي مجموعه ساختمانهاي مربع شکل در عمق 2 تا 5 متري از سطح تپه ميباشد که در ابعاد 5/17× 5/17 متر ساخته شده است. ورودي هر واحد معماري به يک پيشخوان و تالار مرکزي در وسط و سه اتاق جانبي در دو سو ختم مي شود. اين بنا ها در دو رديف موازي و پشت به يکديگر به صورت قرينه پياده شده اند. بين هر دو رديف بنا هاي ساخته شده معبري به عرض 5/3 متر در جهت شمال شرقي - جنوب غربي ايجاد شده است. مصالح به کار رفته جهت ساخت شهر، خشت و آجر در ابعاد متفاوت است. همچنين ادامه عمليات حفاري باعث شد، که بخشهايي از حصار عظيم شهر به قطر تقريبي 9 متر و ارتفاع باقيمانده 8 تا 12 متر کشف شود.

حصار مذکور که در فواصل معين داراي برج هايي عظيم بوده، شهر کهن هگمتانه را در بر مي گرفته است. در ادامه روند کاوش، قسمتهايي از سيستم آبرساني شهر در قالب جويهاي متعدد نمايان گرديد. بخشهايي از اين جويها به فاصله نيم متر از حصار کشف شده، در شرق هگمتانه، در معابر کارگاه جنوبي بدست آمده است.

کریستف بنش از مرکز تحقیقات علمی فرانسه، به پیشنهاد مسعود آذرنوش(ریاست وقت پژوهشکده باستان شناسی) از تاریخ 26 شهریور تا اول مهر 1381 با کمک ن. بوزید کارشناس ارشد ژئوفیزیک، عملیات پژوهشی کوتاه مدتی را در تپه هگمتانه به انجام رساند که این پژوهش میدانی در ادامه مطالعات مقدماتی صورت گرفته در آذر ماه 1380 بوده است. نتایج این مطالعات نشان داد که انجام پژوهش در این محوطه به علت لایه ی ضخیم ویرانه ها و پی خانه های جدید که دقیقاً روی ساختارهای باستان شناختی قرار گرفته اند و اغلب ضخامت آنها به دو متر می رسد، تا چه حد مشکل است. دکتر بنش در نهایت در گزارش خود چنین اعلام کرد "به رغم پیچیدگی علمی -  فرهنگی محوطه باستانی هگمتانه، امکان اخذ نتایج مثبت از بررسی ژئوفیزیک وجود دارد."

از سال 1383 پژوهش لايه نگاري باستان شناختي به سرپرستي دکتر مسعود آذرنوش در جاي جاي  محوطه باستاني هگمتانه به منظور دستيابي به لايه هاي باستاني و تعيين قدمت لايه ها آغاز، که اين برنامه درسالهاي 84 و 85 نيز دنبال گرديد که در اين پژوهش هيات ضمن دستيابي به آثار و بقاياي معماري از نوع شطرنجي که قبلا توسط هيات باستان شناسي ايران کشف و رديابي شده بود، اثر مهمي از لايه هاي باستاني در زير لايه معماري مکشوفه تا خاک بکر مشاهده ننمود. آذرنوش صرف نظر از لايه هاي سطح الارضي دوران اسلامي، بقيه لايه ها و آثار معماري مکشوفه را متعلق به دوره اشکاني مي دانند و معتقدند که تپه هگمتانه با توجه به يافته هاي معماري گسترده احتمالا  شهري اشکاني است.

ایشان در سال 1385 به منظور پیشنهاد محل احداث موزه منطقه ای غرب کشور در بخش غربی تپه هگمتانه، گمانه زنی به منظور تعیین حریم تپه را نیز سرپرستی نمود. آذرنوش پس از انجام لایه نگاری، در سال 1387 به منظور مشخص کردن بافت تاریخی شهر خشتی مکشوفه، کاوش هایش را ادامه داد و در حین انجام ماموریت دار فانی را وداع گفت.

شانزدهمین فصل کاوش های باستان شناسی تپه هگمتانه توسط یعقوب محمدی فر، استاد دانشگاه بوعلی سینای همدان، انجام شد. دکتر محمدی فر در سال 1388 به بررسی و مطالعه بخش هایی از تپه هگمتانه(ضلع غربی ترانشه مرکزی) پرداخته است.

در سال 1389 علی هژبری به منظور بازنگری عرصه و پیشنهاد حرایم تپه هگمتانه، اقدام به گمانه زنی و مطالعه در بخشهای مختلف پیرامون هگمتانه نمود و در نهایت طرح بازنگری عرصه و حریم هگمتانه جهت بررسی و تصویب در اختیار معاونت میراث فرهنگی کشور قرار گرفت.

و در نهایت در سال های 1391 و 1392 هیاتی به سرپرستی محمدرحیم رنجبران(مدیر پایگاه هگمتانه) در دو فصل، در ضلع جنوب غربی هگمتانه به منظور تعیین وضعیت گسترش لایه های فرهنگی (عرصه اثر) بطرف بافت مسکونی و تجاری، به کاوش پرداخت.